گزارش اکران‌های ماه گذشته سینماهای ایران

modir Comments 0 July 28, 2019

با عبور از اکران بهاریه و عیدانه‌ی فیلم‌های سینمایی، فصل جدیدی از راه رسیده و در هفته‌ای که گذشت فیلم‌های تازه‌ای جایگزین فیلم‌های قدیمی‌تر شدند و بر روی پرده‌های سینما نشستند. هرچند با توجه به این‌که هم‌چنان اندک فیلم‌هایی از فصل پیش در چرخه‌ی اکران قرار دارند و از جمله آنها می‌توان به «متری شیش و نیم» سعید روستایی اشاره کرد که یک تریلر پلیسی است. در کنار آن در بخش و ژانر سینمای کمدی که هر فصل سهم بیشتری از سینما را نصیب خود می‌کند می‌توان به فیلم‌هایی چون «ما همه با هم هستیم» ساخته‌ی کمال تبریزی و «زهرمار» ساخته‌ی جواد رضویان که یکی از فیلم‌های رقابتی جشنواره فجر سال پیش بود اشاره کرد. در این ژانر هم‌چنین فیلم‌های «دختر شیطان»، «تگزاسِ دو»، «چهار انگشت»، «وکیل مدافع»، «سامورایی»، و «ژن خوک» ساخته‌ی سعید سهیلی در حال اکران هستند. از ملودرام‌هایی که این روزها در حال اکران است می‌توان به فیلم‌هایی چون «به دنیا آمدن»، «خانه‌ی دیگری»، «نبات»، «سرخ‌پوست» و «شبی که ماه کامل شد» اشاره کرد؛ که دو فیلم آخر حضور درخشانی در جشنواره‌ی پیشین فیلم فجر داشتند. در گروه هنر و تجربه نیز فیلم‌هایی در حال اکران است که بخشی از آنها هم‌چنان مربوط به فصل پیش و برخی آثار تازه اکران هستند. در حال حاضر در این گروه پنج فیلم مستند و پنج فیلم داستانی بر روی پرده است که از میان فیلم‌های داستانی می‌توان به فیلم‌های «رضا»، «بی‌صدا»، «یه‌وا»، «خوابِ آب» و بهاریه‌ی فیلم کوتاه اشاره کرد. از مستندها نیز آثاری چون «قصه‌ی بولوار»، «شهسوار»، «ترور سرچشمه»، «اسرار دریاچه» (که برنده‌ی بهترین مستند از جشنواره سینما حقیقت شده است) و هم‌چنین مستند «در جست‌وجوی فریده» بر روی پرده است.

در اشاره به مستند «در جست‌وجوی فریده» باید گفت این مستند روایت‌گر زنی هلندی است که در آستانه‌ی چهل سالگی برای پیدا کردن خانواده‌ی حقیقی‌اش به ایران سفر می‌کند. نام زن، فریده است و در دوران طفولیت در جایی از حرم امام رضا بر سر راه گذاشته شده و پس از پیدا نشدن خانواده‌اش به شیرخوارگاه تحویل داده می‌شود و پس از مدتی زوجی هلندی که بچه‌دار نمی‌شوند، به ایران سفر کرده و فریده را به فرزندی قبول می‌کنند و با خود به هلند می‌برند. اما فریده با بزرگتر شدن و پیدا کردن شناخت از خود هر روز بیشتر متوجه تفاوت‌های ظاهری و باطنی خود با خانواده هلندی‌اش و اجتماع آن کشور می‌شود؛ همین امر تصمیم‌اش را برای سفر به ایران و یافتن خانواده‌ی ایرانی‌اش جزم می‌کند. با توجه به این که چند خانواده‌ی ایرانی ادعا می‌کنند که فریده فرزند آنها است، او یک به یک به سراغ این خانواده‌های مشهدی می‌رود که در نهایت با آزمایش DNA متوجه شود کدام یک خانواده‌ی حقیقیِ او هستند؛ اما فریده در این سفر به چیزی بزرگتر دست پیدا می‌کند و آن هم چیزی نیست جز “مهر و صمیمیت”. چیزی که در تمام سال‌های زندگی‌اش در هلند و در میان خانواده‌ای هلندی برای او نایاب بوده است. با توجه به روایتی که از زبان فریده بر روی تصاویر می‌آید، دریافت می‌شود که فریده با این‌که چهل سال در سرزمینی اروپایی زیسته اما ژنِ مهرطلبی هم‌چون همه‌ی مردمان شرق در او نیز ریشه دارد. هر چند در پایان، همه‌ی آزمایش‌ها مردود اعلام می‌شود و خانواده هایی که هرکدام به ظن خود گمان دارند  فریده فرزند آنها است و در روزهای حضور فریده در میان‌شان با جان و دل به او عشق می‌ورزند و دوستش می‌دارند، از این رخداد مبهوت و گریان می‌شوند اما، فریده شاید به چیزی بزرگتر از آن‌چه در آغاز می‌خواسته دست پیدا کرده و آن همان مهر و محبت و صمیمیتی است که با خود به عنوان سوغاتی بزرگ به کشور هلندی خود خواهد برد؛ تا هر زمان سردیِ آن سرزمین بر او چیره شد، جعبه‌ی سوغاتش را باز کند و تن و روح‌اش را با یادآوری آن گرما بخشد.

0 Comments

Leave a Reply