کاپیتان مارول؛ شزم؛ انتقام‌جویان: پایان بازی؛

modir Comments 0 July 28, 2019

تحلیل سه فیلم ابرقهرمانی موفق درگیشه اما با تفاوت‌های آشکار


هدف از ساختن کاپیتان مارول آماده‌شدن تماشاچیان برای انتقام‌جویان: پایان بازی و همینطور آغازی برای عصر جدید ابرقهرمانی مارول است. علت آن حذف چند کاراکتر مهم از مارول است که احتمالا به صورت حاشیه‌ای خواهند بود. ساخت شزم نیز آماده شدن دی سی کامیکز برای جمع کردن قهرمانانش مثل مارول است، که تجربه شیرینی برای مارول با 22 فیلم و درآمد بیشتر از 22 میلیارد است. مقایسه را پس شروع می‌کنیم.

شروع داستان: شروع داستان کاپیتان مارول (بری لارسون) بهتر از حد انتظار بود. نشان دادن قهرمانی که توانایی خارق العاده دارد ولی قادر به مهار آن درشرایطی بااحساسات بالا نیست و هم‌چنین مبارزه هیجان‌انگیز در ابتدای فیلم و نمایش توانایی‌های اسکرال‌ها برای تغییر شکل به هر قیافه‌ای. در شزم نیز این بخش بسیار خوب انجام شده است، غافلگیر کردن تماشاچیان با نشان دادن شخصیت کودکی دکترسیوانا (مارک استرانگ) که ما فکر کردیم شزم است ولی در آزمون الهی!!! سربلند بیرون نیامد و هم ازجانب پدر و مادر، و هم از جانب خدایان تحقیر شد و یک دفعه اشرانجل پیدایش شد. ولی انتقام‌جویان شروع طوفانی نداشت، همه تیرشان به سنگ خورد؛ در نتیجه از هم جدا شدند.

قهرمان داستان: کاپیتان مارول تنها ابرقهرمان زنی بود که قرار بود چشم‌ها را در مارول خیره کند؛ بهتر از واندروُومنِ دی سی کامیکز؛ ولی شخصیتی تقریبا نچسب و بی‌مزه که بری لارسون انتخاب خیلی مناسبی برای آن نبود، ناامیدی زیادی را در بین مخاطبین ایجاد کرد. موردی که سال‌ها است در مارول رعایت شده و شخصیت‌های آن مثل مردآهنی کمیک و بااحساس هستند. مطمئنم کسانی که خیلی از کاراکتر کاپیتان مارول در این فیلم راضی نبودند، همین حس را در انتقام‌جویان با تماشای کاراکتر مغرور او داشتند. بسیاری از افرادی که برای دیدن فیلم آمده بودند یا مثل من توقع یک ابرقهرمان هم‌وزن تانوس داشتند که او را به شدت ادب کند یا از دیدن یک کاراکتر ابرقهرمانی مونث لذت می‌بردند. شزم (S.H.A.Z.A.M)  را به ترتیب از نام حضرت سلیمان، هرکول، اطلس (کسی که به جنگ خدایان برخواست و محکوم به حمل کره زمین شد)، زئوس، آشیل (جنگجوی همواره پیروز) و مرکوری (آنکه در داستان‌های اساطیر یونانی دو پای پرنده دارد) برگرفته‌اند؛ با همان ویژگی‌های قدرتمند فقط با یک مشکل؛ او دقیقا همان شخصیت بچگی را به بزرگسالی انتقال می‌داد؛ این کار منطقی است ولی شما مطلقا از یک ابرقهرمان انتظار ندارید که سر چهارراه بایستد و ژانگولر بازی درآورد. به طوری که در کسری از ثانیه توسط بدمن داستان شناسایی شود، مضاف بر این‌که درکودکی در فیلم VHS  سریال شزم را دیده‌ایم و انتظار یک ابرقهرمان در حد سوپرمن داشتیم، که مقداری هم جدی‌تر رفتار کند. در انتقامجویان قهرمانان دارای شخصیت‌هایی با پرداخت خوب بودند به غیر از ثور و هالک که دست‌مایه طنز بودند؛ مخصوصا وقتی هالک با لقب ماشین بزرگ سبز به بچه‌ها احترام به پدر و مادر را یادآور می‌شد! و البته هیچ‌گاه صحنه  مربوط به ناتاشا را فراموش نخواهم کرد که با نیشخند گفت یک راکون با ایمیل پیشنهاد کمک داده!!!

ضدقهرمان و نقش‌های دوم داستان: درکاپیتان مارول با وجود بازیگر توانمندی مثل جود لاو و پتانسیل‌های قوی کری‌ها یا اسکالرها باز هیچ‌کدام خوب کار نشده‌اند و بار طنز نیز به ساموئل جکسونِ جوان‌شده و یک گربه به ظاهر آرام محول شده است. در شزم بر خلاف فیلم اول دکتر سیوانا همراه با هفت گناهش بهتر معرفی می‌گردد و همینطور برادرخواهرهای ناتنی نقش خوبی را ایفا می‌کنند. خصوصا فرِدی برادر معلول شزم. بر خلاف قهرمانان انتقام‌جویان تانوس شخصیت بد فیلم در این قسمت از فردی خاکستری بااحساس و خردمند تبدیل به موجودی کاملا شرور با نصف هوشِ قسمت قبل می‌شود که با داد و هوار می‌خواهد ارتش خود را سر و سامان دهد!!

پایان داستان: کاپیتان مارول می‌تواند تعریف قصه یک زن جوان باشد که پس از گذراندن همه عمرش در این شرایط که از مافوقانش دستور می‌گرفت، حالا هویت مستقل و قدرتمند خودش را برای خود ساخته است. شزم با نشان دادن سوپرمن برنامه خود برای ایجاد یک گروه مثل انتقام‌جویان مارول برملا کرد. ولی بهترین پایان بااختلاف به انتقام‌جویان تعلق می‌گیرد. زمانی که تونی استارک در کنار دوستانش جان خود را با فداکاری از دست می‌دهد و در فیلم خداحافظی به دخترش می‌گوید سه هزار نفر دوست دارم. اشک مخاطبین از جمله کاپیتان آمریکا را در آورد. در کل، داستان را در آخر به زیبایی برادران روسو تمام کردند.

پدرام ناظم‌زاده

0 Comments

Leave a Reply